تبليغاتX
هنر نزد ایرانیان است و بس

هنر نزد ایرانیان است و بس

 

گنبد قابوس

 

گنبد قابوس شامل 2 قسمت است:

  • 1-پی یا پای بست بنا و بدنه
  • 2-گنبد مخروطی

پی سازی بنا از زمین سفت شروع و تا ارتفاع حدود 15 متری با آجر و مصالح مشابه خود بنا انجام شده است. درون پای بست سردابی وجود داشته که پا کار طاق آن هنوز بر جای است ولی بر اثر کاوشهای پیاپی کاوشگران که در پی گنج بوده‌اند آثاری از کف آن بر جای نمانده است. بدنه مدور خارجی گنبد قابوس دارای 15 ترک (دندانه نود درجه) می‌‌باشد (همانند ستاره ده پر) این ترکها که در اطراف آن و به فواصل مساوی از یکدیگر قرار دارند، از پای بست بنا شروع و تا زیر سقف گنبدی ادامه می‌‌یابد و میان این ترکها با کوهه‌ای آجری پر شده است. به جز در ورودی) راس این ترکها به اندازه ۱٫۳۴ متر از یکدیگر فاصله دارند. قطر داخلی گنبد به طول ۹ متر و ۷۰ سانتی متر و قطر آن از قاعده ترکها بطول ۱۴ متر و ۶۶ سانتی متر و طول قطر آن از رأس ترکها یا به عبارتی قطر ارباب یا پای بست آن ۱۷ متر و ۶ سانتی متر می‌‌باشد ضخامت میل از پایین به بالا کرنش کمی دارد و در ارتفاع 37 متری گنبد مخروطی بنای برج را تکمیل می‌‌کند.

این گنبد که با آجرهای مخصوص دنباله دار کفشکی ساخته شده است دو پوسته است. گنبد درونی مانند گنبدهای خاکی به شکل نیم تخم مرغی و از آجر معمولی است و پوسته بیرونی با آجر دنباله دار، و ارتفاع این گنبد مخروطی 18 متر است در بدنه شرقی روزنه‌ای تعبیه شده که ارتفاع آن یک متر و نود سانتیمتر است عرض روزنه در قسمت بالا 73 و در وسط 75 و در پایین 80 است. در ضلع جنوبی آن یک ورودی می‌‌باشد که 5/1 متر عرض و 55/5 متر ارتفاع دارد. در درون طاق هلالی سر در آن، مقرنسی است که به نظر می‌‌رسد در مراحل نخستین پیشرفت این نوع تزئینات معماری و گچ بری است. شاید این مقرنس ساده و در عین حال زیبا از اولین نمونه‌های مقرنس سازی در بناهای اسلامی می‌‌باشد که بتدریج تکمیل شده است دکتر ویلسن آمریکایی نماینده دانشگاه پنسیلوانی نیز در بازدید و تحقیقاتی که از این بنا داشته راجع به این مقرنسها چنین نوشته است: ? بالای در، داخل هلال مدخل  مقرنسی است که در مراحل اولیه ترقی می‌‌باشد و این یکی از نمونه‌های تزئینی است از اصول یک معماری که بعد اهمیت پیدا کرده است ? در ردیف کتیبه کوفی بصورت کمر بند وار بدنه را آرایش کرده است که یک ردیف آن در 8 متری پای آن و دیگری بالا در زیر گنبد مخروطی قرار دارند نوع نوشته کوفی کتیبه‌ها ساده و آجری است حروف آن آرایش ندارند. بر جسته و خوانا می‌‌باشد و حاشیه دور آنها قاب مستطیلی شکلی است از آجر .

متن کتیبه‌های سازه چنین است:

بسم الله الرحمن الرحیم
  • هذ القصر العالی
  • الامیر شمس المعالی
  • الامیر ابن الامیر
  • امر به نبائه فی حیاتی
  • سنه سبع و خمسین و ثلثماته قمریه
  • و سنه خمس و سبعین و ثلثماته

برگردان:

به نام خداوند بخشنده مهربان
  • این است کاخ باشکوه
  • امیر شمس معالی
  • امیر پسر امیر
  • قابوس فرزند وُشمگیر
  • فرمان داد به ساخت آن در زندگی خویش
  • سال سیصد و نود و هفت قمری
  • و سال سیصد و هفتاد و پنج (خورشیدی) ||

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهرسیما  | 

رصد خانه مراغه

 

نام مراغه هميشه با نام يكي از بزرگترين مراكز پژوهشي نجومي يعني رصدخانه خواجه نصيرطوسي همراه است. این رصد خانه که بزرگترین رصدخانه جهان در دوره قبل از اختراع تلسکوپ بوده است در زمان که مراغه به پایتختی توسط هلاکو خان مغول ساخته شده است. اين مجموعه كه امروزه فقط آثار كمي از آن باقي مانده است . طبق نوشته تاريخي درسال657 ساختمان آن به دستورهلاكووهمت خواجه نصيرالدين طوسي بنا شده است و درساختمان و درتشكيل آن شخصيت هايي چون علامه قطب الدين فخرالدين مراغي،محي الدين مغربي ، علي بن محمود نجم الدين الاسـطرلابي و... شركت داشته اند .
بناي رصـدخانه ، 15سال سال طول كشيد . به امر هلاكو  كتب واسباب وآلات علمي ونجومي بسياركه از فتح بغداد بدست آورده بود درآنجا متـمركز گرديد . اين مجموعه تا سال 703 هجري آباد بوده ليـكن پس از آن بر اثر زلزله هاي سخت ، بي توجهي حكام رو به ويراني رفت. و درحال حاضر آثاري از بناهاي متعلقة آن باقي مانده است. اين بنا تا زمان سلطان محمّد خدابنده مشغول به كار بوده است و ويراني آن بطور كامل و دقيق هنوز مشخص نشده است كه در چه سالي بوده است ولي در نوشته هاي حمدالله مستوفي در سال 720 به ويران بودن آن اشاره شده است.
.
رصدخانه مراغه 167 سال پيش از احداث رصدخانه سمرقند ساخته شد و در زمان آباداني يكي از معتبرترين رصدخانه هاي جهان بوده است .زیج معروف ایلخانی حاصل فعالیت های این رصدخانه است.در آن زمان بفرمان قوبیلای قآن امپراطور چین و برادر هلاکو خان کارشناسانی برای آموزش و الگو برداری از رصدخانه مراغه به این شهر آمده، پس از مراجعت به چین رصدخانه ای به تقلید از رصدخانه مراغه ساختند. علاوه بر رصدخانه چین همچنین رصدخانه های سمرقند، استانبول وهند از روی رصدخانه مراغه ساخته شده اند.
تپه‌اي كه رصدخانه در آن واقع شده است به طول 510 و عرض تقريبي217 متر و به ارتفاع 110 متر مي باشد كه غرب مراغه واقع شده است. كه قسمتهاي مختلف رصدخانه بر روي آن واقع شده است اين بخشها عبارتند: از برج مركزي رصدخانه – واحدهاي مدور پنجگانه – كتابخانه.
برج مركزي
برج مركزي كه وسيعترين فضاي كشف شده را تشكيل مي دهد قطري به اندازه 22 متر دارد ضخامت ديوار آن 80 سانتيمتر مي باشد. فضاي داخلي آن شامل يك راهرو و6 اطاق مي شود كه 4 اطاق مستطيلي شكل و 2 اطاق ديگر كه در سمت شمال و جنوب قرار گرفته‌اند شكل هندسي ندارند.
مصالحي كه در برج بكار گرفته شده عبارت است از سنگ قلوه، لاشه، سنگهاي تراش براي ازاره خارجي و داخلي و سنگهاي تراش بزرگ براي ورودي برج آجري در سه اندازة مختلف. ملات و اندود گچ، كاشيهاي بزرگ لعابدار در سه طرح و نوع مختلف سنگهاي حجاري شده و نقش دار و آجرهاي نقش دار تزئيني مي باشد.
واحدهاي مدور پنجگانه
در قسمت جنوب و جنوب شرقي و شمال برج مركزي رصد خانه پنج واحد مدور كشف گرديده كه هريك بطور مستقيم در كار پژوهش‌هاي نجومي مورد استفاده داشته‌اند. در گوشة شمال غربي تپه واقع در زير حصار شمالي محوطة رصد خانه بناي جالبي به مساحت 330 متر مربع بدست آمده كه با توجه به جنبه هاي مختلف امر مي‌توان آن را كتابخانه مجموعه دانست.
بغير از قسمتهاي ذكر شده در دامنة غربي تپه رصدخانه مراغه و مشرف به روستاي طالب خان چهار مجموعه معماري و تعدادي دخمه كشف گرديده كه گذشته از ارزش معماري از نظر روشن ساختن بسياري از ويژگيهاي مذهبي – اجتماعي و اوضاع و احوال خاص دورة ايلخاني به خصوص جامعة مسيحيت زمان، داراي اهميت و اعتبار فراوان مي باشد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهرسیما  | 

معماري پنهان برج طغرل «برج طغرل شاهكار نجوم و هنر معماري ايران»

 

سرزمين ايران اقليمي كهن با سابقه شگرف علمي همواره در صحنه تمدن بشري درخششي خيره كننده دارد و فرزانگان و انديشمندان اين مرز و بوم مهم بسزائي در گسترش انديشه بشري و تبلوري از خلاقيتها و نمودي از شاهكارهاي فكري اعصار را در منظر جهانيان به نمايش در آورده‌اند آثاري كه هر كدام در جاي خود حكايت از فرهنگي غني و پشتوانه‌اي علمي بس محكم و انديشه‌اي پوياست.

آري ايران سرزمين تمدن و شاهراه تفكر انساني، كه اين عبارت را در خور مدح خود كرده «هنر نزد ايرانيان است و بس» و يا در طنين وحي الهي از زبان پيام آور بزرگ دادار يكتا چنين حكايت شده «اگر دانش در ثريا مسكن گزيند مرداني بلند همت از ديار ايران به آن دست خواهد يافت» و اين منت خداوند و تاج زرين الهي بر بلنداي سرزمين ايران است و اين زمزمه شكوه انديشه ايراني در برابر جهانيان است. كه ايران نباشد تن من مباد. روز تاريخ سرزمين كهن ايران را از اعمال اعصار مي‌پيمايد و از ادوار متعهد يادگاراني را به همراه مي‌آورد از سرزمين مغان و سروده‌هاي زردشت مگذر، ديار شاهان و سلسله‌هاي مختلف را مي‌پيمايد و با عناي و صفاي مردمان عجين مي‌شود، تا به دوران سلجوقيان مي‌رسد. همواره در قرون مختلف پيران طريقت علم و انديشه ياد سرداران و سلاطين زمان را با پديد آوردن آثاري جاودانه ، به تاريخ مي‌سپارند. و فرزندان آينده را به پدران گذشته پيوند ناگسستني مي‌دهند. اگر طريقتگران بنيان آفرين دوران هخامنش نبودند و زيبائيهاي شهر پارسه را نمي‌آفريدند چه پيوندي بين ما فرزندان اين عصر با نياكانمان در آن عصر بود. اگر شاهكارهاي هنرمندان دوران و فرزانگان عهد صفوي نبود چه حلقه‌اي و چه افتخاري و چه فرهنگي قابل مباحات باقي مانده بود كه حكايت از تمدن ايران زمين كند.

يكي از شاهكارهاي دوران و زيبائيهاي بر جاي مانده در زمان در حاشية شهر تهران در منطقه ابن باويه شهر كهن ري در ميان انبوهي از سازه‌هاي زمان سر به فلك كشيده شكوه خود را پس از 700 اندي سال كه از قدمت آن گذشته حفظ نموده است ، برجي به بلنداي تاريخ ، و شكوه و تمدن ايران زمين. آري، اين برج، برج طغرل نام دارديادواره سردار دلاور و بنيانگذار سلسله مقتدر و با عظمت سلجوقيان «طغرل بيك سلجوقي» مي‌باشد كه بنا به گفتة پير كاوشگر ري باستان مرحوم دكتر حسين كريمان كه روحش شاد باد. آرامگاه وي و مادرش و بنا به حكايت مورخ دوران و فرزانه فرهيخته زمان مرحوم محمد محيط طباطبائي زواره‌اي كه مرقد وي در زوايه شمالي اين برج حقايقي را فرياد مي‌كند «نه تنها آرامگاه طغرل سلجوقي و مادرش مي‌باشد بلكه مرقد بسياري از فرزانگان و دانشمندان عصر سلجوقي نيز مي‌باشد كه اين بقعه به پاسداشت عظمت آنها بنا شده بوده است» (كيهان فرهنگي...) كه مرحوم محيط براي فراموش نشدن اين مهم وصيت بر تدفين خود در جنب اين برج با شكوه نموده است كه يادش گرامي و روانش شاد باد. اين بنا با مساحتي بالغ بر 48 متر مربع و ارتفاعي در حدود 20 متر و با اسكلتي خشتي و آجري به صورت استوانه‌اي افراشته خودنمائي مي‌كند كه نماي داخلي آن به صورت استوانه گون و نماي بيروني آن بصورت مشلع تزئين يافته است كه از 24 كنگره با زوايه‌هاي حاده تشكيل شده است. در ضلع شمالي و جنوبي برج دو سر در با معماري طرح رازي ساخته شده است و تقريباً تا ارتفاع چهارمتري برج ديوارها به صورت توپ تا قطر ديوارهاي حدود 5/1 متر تشكيل شده و ديوارهاي بالاي ارتفاع چهارمتر به صورت تو خالي طراحي شده و وسط آن پليكاني وجود دارد كه درب آن در همان ارتفاع در ضلع شمالي بنا خودنمائي مي‌كندكه رابطي بين قسمتهاي تحتاني و فوقاني برج مي‌باشد دربها و قوسهاي رازي كه فشار فوق‌العاده‌اي را تحمل مي‌كند و تو خالي بودن ديوارهاي فوقاني به استحكام بنا كمك كرده و جنس خشت به كار رفته در برج كه از زاج و خاك و سفيده تخم مرغ است بر استحكام آن مي‌افزايد.

 

 

قدمت برج و پا برجا بودن آن در طي 700 سال كه از ساخت آن مي‌گذرد با توجه به وقوع زلزله‌هاي سهمگين در ناحيه نشان از پي مستحكم و عميق اين بنا دارد. پي سازنده اين برج در كف آن در كناره‌هاي ديوارها كانالهاي گذر هوا را تعبيه كرده‌ كه اين كانالها مانع از رطوبت ديوارها و از بين بردن خرابيهاي ناشي از آن مي‌شود و دياوراهاي برج طوري طراحي شده كه موجب طنين صدا در درون بنا مي‌شود. و اگر واعظي يا خواننده‌اي در وسط برج خطبه‌اي ايراد كند و يا تصنيفي را بسرايد صداي آن در همة برج طنين انداز مي‌شودو به صورت اكو وار به سمع همه مي‌رسد. كه البته وجود سقفي مخروطي كه بر فراز ديوارهاي برج قرار داشته كه هم اكنون اثري از آن بر جاي نيست شايد به اين فناوري اكستيكي جلوه‌اي ديگر مي‌داده است. اين برج علاوه بر آنكه با داور فرزانگان و دلاوران عصر خود مي‌باشد استاد سازنده آن كاربردهاي ديگري را در جاودانه ساختن آن بكار برده و معماري پنهاني را براي پي بردن به اسراري با آن عجين كرده است. از جمله كاربرد اين برج استفاده در شبهاي تار با استفاده از روشن كردن آتش بر باروي بلند آن براي راهنمائي مسافران جاده ابريشم كه از جانب خراسان به جانب ري مي‌آمدند بوده و در روز احتياجات گاهشماري مردم را مرتفع نموده است. بنا به گفته فرزانه انديشمند استاد منوچهر آرين پژوهشگر خراساني عرصه تاريخ علم كشور در مقاله نگاه ديگري به برجها اطلاق واژه برج به اين بنا و بناهاي مشابه از آنجا كه برج به منازل عبور حركت سالانه خورشيد در دائره‌البروج گفته مي‌شود حكايت از اين مطلب دارد كه گذشتگان از اين روي سايه‌هاي اين ابنيه و دريچه‌هاي گذر نور خورشيد كه در روي آنها تعبيه شده پي به برجي كه خورشيد در آن غوطه ور مي‌باشد مي‌بردند زيرا كه در هر برجي خورشيد ارتفاع خاصي در آسمان نسبت به افق و ميل خاصي نسبت به جهات جغرافيايي مناطق داردلاجرم سايه‌ها و طرز تابش آن متفاوت خواهد بود كه از اين تغييرات مي‌توان در تعيين روزها و برج‌ها بهره‌ برد و اين فناوري به كار رفته در اين ساختمانهاست كه كلمة برج را زيبنده نام آن كرده است. برج طغرل علاوه بر اين ويژگي فوق‌العاده، ويژگي منحصر به فرد ديگري در خود نهفته دارد كه سرود زيباي انديشه استاد سازنده خود را جلوه‌گر مي‌كند. و آن ساعت آفتابي منحصر به فردي است كه در دل كنگره‌هاي آن پنهان دارد. كه شايد مورد مشابه آن در تاريخ علم كمتر يافت مي‌شود. همان طور كه ذكر شد حول اين برحج از نماي بيروني 24 كنگره با زاوية حاده جلوه‌گر شده كه اگر در روبروي درگاه آن بايستيد گويي شيري با دهاني باز به شما مي‌نگرد. در دقت در اين بنا از آنجا كه اين كنگره‌ها درو تا دور اين اثر را فرا گرفته به گونه‌اي خاص طراحي شده كه اگر چنانچه طلوع آفتاب اتفاق بيافتد در جانب شرق بنا كم‌كم يكي از كنگره‌ها روشن مي‌شود و آفتاب درون آن مي‌تابد، اگر نيم ساعت از طلوع آفتاب بگذرد.

نصف كنگره روشن مي‌شود اگر يك ساعت از طلوع خورشيد بگذرد يك كنگره به طور كامل روشن مي‌شود و اگر چنانچه دو ساعت بگذرد و كنگره روشن مي‌شود، همين طور اگر سه ساعت بگذرد سه كنگره تا هنگامي كه به لحظه‌اي مي‌رسيم كه خورشيد روي نصف النهار منطقه قرار مي‌گيرد. يعني بيشترين ارتفاع خود را از افق دارد، در اين هنگام خورشيد درست در بالاي سر در جنوبي برج قرار مي‌گيرد چرا كه دربهاي برج كاملاً شمالي جنوبي بوده و روي نصف النهار واقع است در اين هنگام سايه تيغه‌اي كه بالاي سر سردرب ورودي است درست در بالاي تبري ضربي گونه سر در قرار گرفته و حكايت از لحظه اذان ظهر مي‌كند و در زمستان كه ارتفاع خورشيد پائين‌تر است در لحظه ظهر خورشيد از درب جنوبي درست وسط برج مي‌تابد. اگر چنانچه خورشيد از لحظه ظهر زوال پذير و به جانب غرب گرايش يابد حال كنگره‌هاي جانب غرب شروع به روشن شدن مي‌كند. اگر نيم‌ ساعت از لحظه ظهر بگذرد نيمي از كنگره از جانب غرب روشن مي‌شود اگر يك ساعت بگذرد يكي از كنگره‌ها و اگر دو ساعت از ظهر بگذرد نيمي از كنگره‌ها روشن مي‌شود و همين گونه تا خورشيد غروب كند. پس از روي كنگره‌هاي اين برج و روشن شدن آن توسط خورشيد مي‌توان مقدار گذشت زمان را از لحظه طلوع آفتاب، لحظه ظهر ، و مقدار گذشت زمان از لحظه ظهر را محاسبه و تعيين نمود.

برج طغرل شاهكار معماري و نجوم مهندسي رازيست و حكايتگر ري باستان ما در تهران كه گر زمانه چهره پر فروغ آن را بي رمق كرده و حجاب تاريخ سيماي تابناك آن را مكدر نموده پس بر فرزندان ايران زمين است كه با نظري بر پيشينه فرهنگي خود خودباوري خود را دو چندان كرده و با افتخار از پيشينه تابناك خود كه در حدود هزار سال گذشته رصد خانه‌اي چون رصدخانه ابو محمد خضر خجندي را در دامنه كوه طبرك ري و در هفتصدسال پيش شاهكار گاهشماري اعصار را داشته‌اند آينده‌اي درخشان را رقم زنند كه ابقاي روزگار سوار بر مركب گدشته به سوي آينده روشن قدم گذاشته‌اند آينده‌اي همراه با فناوريف اخلاق و تمدن عالي و با دو بال علم و اخلاق نظر بر جلال ملكوتي حق انداخته و هياهوي زمان را زير لگام انديشه و نيك و كردار خوب و رفتار عالي به زير سيطرة خود گيرند. اين است نويد و سروش و ارمغان و ميراث تاريخ براي ما اينان زمان. با سلام و صد درود بر روان همه پاكان و فرزانگان صالحان اقليم تمدن بشريت.

 

مهدی دانشیار کارشناس نجوم - مرکز نجوم آستان مقدس حضرت عبد العظیم (ع)

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهرسیما  | 

 

"یک نفر آمد

تا عضلات بهشت دست مرا امتداد داد.

یک نفر آمد که نور صبح مذاهب در وسط دکمه های پیراهنش بود،

از علف خشک آیه های قدیمی پنجره می بافت.

مثل پریروزهای فکر جوان بود .

حنجره اش از صفات آبی شط ها پر شده بود،

یک نفر آمد مرا برد.

روی سرم سقفی از تناسب گل ها کشید،

عصر مرا با دریچه های مکرر وسیع کرد،

میز مرا زیر معنویت باران نهاد،

بعد،

نشستیم ،حرف زدیم از دقیقه های مشجر،

از کلماتی که زندگیشان در وسط آب می گذشت.

فرصت ما زیر ابرهای مناسب ،

مثل تن گیج یک کبوتر ناگاه ،

حجم خوشی داشت."

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهرسیما  | 

 

متن کامل استوانه کوروش بزرگ

 

منم کورش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه
چهارگوشه جهان

من برده داري را برانداختم، به بدبختي هاي آنان پايان بخشيدم . فرمان دادم که همه
مردم در پرستش خداي خود آزاد باشند و آنان را نيازارند، فرمان داد م که هيچ کس
اهالي شهر را از هستي ساقط نكند

فرمان دادم تمام نيايشگاه هايي را که بسته شده بود، بگشايند . همه خدايان اين
نيايشگاه ها را به جاهاي خود بازگرداندم . همه مردماني را که پراکنده و آواره شده
بودند به جايگاه هاي خود برگرداندم، خانه هاي ويران آنان را آباد کردم

متن کامل منشور کورش هخامنشي
... .١
٢. ... همه جهان.
٣. ... .مرد ناشايستي (بنام نبونيد) به فرمانروايي کشورش رسيده بود.
٤. ... .او آيين هاي کهن را از ميان برد و چيزهاي ساختگي به جاي آن گذاشت.
٥. معبدي به تقليد از نيايشگاه ازگيلابراي شهر اورو ديگر شهرها 
ساخت.
٦. او کار ناشايست قرباني کردن را رواج داد که پيش از آن نبود... هر روز کارهايي
ناپسند مي کرد، خشونت و بدکرداري.
٧. او کارهاي ... روزمره را دشوار ساخت، او با مقررات نامناسب در زندگي مردم
دخالت مي کرد، اندوه و غم را در شهرها پراکند . او از پرستش مردوك
خداي بزرگ روي برگرداند.
٨. او مردم را به سختي معاش دچار کرد، هر روز به شيوه اي ساکنان شهر را آزار
مي داد، او با کارهاي خشن خود مردم را نابود مي کرد... همه مردم را.
از ناله و دادخواهي مردم، انليل.٩
  خداي بزرگ (= مردوك) ناراحت شد ... ديگر
ايزدان آن سرزمين را ترك کرده بودند (منظور آباداني و فراواني و آرامش).
١٠ . مردم ا ز خداي بزرگ مي خواستند تا به وضع همه باشندگان روي زمين که زندگي و
کاشانه اشان رو به ويراني مي رفت، توجه کند . مردوك خداي بزرگ اراده کرد تا
ايزدان به بابل بازگردند.
  11.  ساکنان سرزمين سومرو اکد مانند مردگان شده بودند .
مردوك به سوي آنان متوجه شد و بر آنان رحمت آورد.
١٢ . مردوك به دنبال فرمانروايي دادگر در سراسر همه کشورها به جست وجو پرداخت،
به جست وجوي شاهي خوب که او را ياري دهد . آنگاه او نام کورش پادشاه آنشان
را برخواند، از او به نام پادشاه جهان ياد کرد.
. ١٣ . او تمام سرزمين گوتي و همه مردمان ماد را به فرمانبرداري کورش درآورد
کورش با هر سياه سر (منظور همه انسان ها) دادگرانه رفتار کرد.
١٤ . کورش با راستي و عدالت آشور را اداره مي کرد . مردوك خداي بزرگ با شادي از
کردار نيك و انديشه نيك اين پشتيبان مردم خرسند بود.
١٥ . بنابر اين او کورش را بر انگيخت تا راه با بل را در پيش گيرد، در حالي که خودش
همچون ياوري راستين دوشادوش او گام بر مي داشت.
١٦ . لشكر پرشمار او که همچون آب رودخانه شمارش ناپذير بود، آراسته به انواع جنگ
افزارها در کنار او ره مي سپردند.
١٧ . مردوك مقدر کرد تا کورش بدون جنگ و خونريزي به شهر بابل وارد شود . او بابل
را از هر بلايي ايمن داشت. او نبونيدشاه را به دست کورش سپرد.
١٨ . مردم بابل، سراسر سرزمين سومر و اکد و همه فرمانروايان محلي فرمان کورش را
پذيرفتند. از پادشاهي او شادمان شدند و با چهره هاي درخشان او را بوسيدند.
١٩ . مردم سروري را شادباش گفتند که به ياري او از چنگال مرگ و غم رهايي يافتند و
به زندگي بازگشتند. همه ايزدان او را ستودند و نامش را گرامي داشتند.
٢٠ . منم کورش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه
چهارگوشه جهان.
٢١ . پسر کمبوجيه، شاه بزرگ، شاه آنشان، نوه کورش، شاه بزرگ، شاه آنشان، نبيره
چيش پيش، شاه بزرگ، شاه آنشان.
 ٢٢ . از دودماني که هميشه شاه بوده اند و فرمانروايي اش را بل (خدا) و نبو
گرامي مي دارند و با خرسندي قلبي پادشاهي او را خواهانند.
آنگاه که بدون جنگ و پيكار وارد بابل شدم؛
٢٣ . همه مردم گام هاي مرا با شادماني پذيرفتند . در بارگ اه پادشاهان بابل بر تخت
شهرياري نشستم . مردوك دل هاي پاك مردم بابل را متوجه من کرد ، زيرا من او را
ارجمند و گرامي داشتم.
٢٤ . ارتش بزرگ من به آرامي وارد بابل شد . نگذاشتم رنج و آزاري به مردم اين شهر و
اين سرزمين وارد آيد.
٢٥ . وضع داخلي بابل و جايگاه هاي مقدسش قلب مرا تكان داد ... من براي صلح کوشيدم .
نبونيد مردم درمانده بابل را به بردگي کشيده بود، کاري که در خور شان آنان نبود.
٢٦ . من برده داري را برانداختم، به بدبختي هاي آنان پايان بخشيدم . فرمان دادم که همه
مردم در پرستش خداي خود آزاد باشند و آنان را نيازارند، فرمان داد م که هيچ کس
اهالي شهر را از هستي ساقط نكند، مردوك از کردار نيك من خشنود شد.
٢٧ . او بر من، کورش، که ستايشگر او هستم و بر کمبوجيه پسر من و همچنين بر همه
سپاهيان من ،
٢٨ . برکت و مهرباني اش را ارزاني داشت . ما همگي شادمانه و در صلح و آشتي مقام
بلندش را ستوديم. به فرمان مردوك همه شاهان براورنگ پادشاهي نشسته اند.
٢٩ . همه پادشاهان سرزمين ها ي جهان، از درياي بالا تا درياي پايين (درياي مديترانه تا
، خليج فارس )، همه مردم سرزمين هاي دور دست، همه پادشاهان آموري
همه چادرنشينان.
٣٠ . مرا خراج گذاردند و در بابل بر من بوسه زدند. از ... تا آشور و شوش.
من شهرهاي آگاده متورنو ،زمبان، اشنونا،دير31. 
سرزمين گوتيان و همچنين شهرهاي آن سوي دجله که ويران ،  ،
شده بود را از نو ساختم.
٣٢ . فرمان دادم تمام نيايشگاه هايي را که بسته شده بود، بگشايند . همه خدايان اين
نيايشگاه ها را به جاهاي خود بازگرداندم . همه مردماني را که پراکنده و آواره شده
بودند به جايگاه هاي خود برگرداندم، خانه هاي ويران آنان را آباد کردم.
٣٣ . همچنين پيكره خدايان سومر و اکد را آکه نبونيد بدون واهمه از خداي بزرگ به بابل
آورده بود، به خشنودي مردوك به شادي و خرمي،
٣٤ . به نيايشگاه هاي خودشان بازگرداندم، باشد که دل ها شاد گردد . بشود که خداياني که
آنان را به جايگاه هاي مقدس نخستين شان بازگرداندم،
٣٥ . هر روز در پيشگاه خداي بزرگ برايم خواستار زندگاني بلند باشند . بشود که سخنان
پربرکت و نيكخواهانه برايم بيابند، بشود که آنا ن به خداي من مردوك بگويند :
کورش شاه، پادشاهي است که تو را گرامي مي دارد و پسرش کمبوجيه.
٣٦ . بي گمان در روزهاي سازندگي، همگي مردم بابل پادشاه را گرامي داشتند و من براي
همه مردم جامعه اي آرام مهيا ساختم و صلح و آرامش را به تمامي مردم اعطا کردم.
. ... .٣٧
٣٨ . ... .باروي بزرگ شهر بابل را استوار گردانيدم...
٣٩ . ... .ديوار آجري خندق شهر را،
٤٠ . که هيچيك از شاهان پيشين با بردگان به بيگاري گرفته شده به پايان نرسانيده بودند ،
٤١ . ... به سرانجام رسانيدم.
٤٢ . دروازه هايي بزرگ براي آنها گذاشتم با درهايي از چوب سدر و روآشي از مفرغ...
. ... .٤٣
. ... .٤٤
٤٥ . ... .براي هميشه.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهرسیما  | 

 

عقابی پرید

 

به گنجشک گفتند بنویس:

عقابی پرید.

عقابی فقط دانه از دست خورشید چید.

عقابی دلش آسمان ,بالش از باد

به خاک و زمین تن نداد.

و گنجشک هر روز

همین جمله ها را نوشت

و هی صفحه, صفحه

وهی سطر , سطر

چه خوش خط و خوانا نوشت

 

                                *************

و هر روز دفتر مشق او را

معلم  زد ورق

وهر روز هم گفت:آفرین

چه شاگرد خوبی, همین.

 

                               *************

ولی بچه گنجشک یک روز

با خودش فکر کرد:

برای من این آفرین ها که بس نیست!

سوال من این است

چرا آسمان خالی افتاده آنجا

برای عقابی شدن

 چرا هیچکس نیست؟

چقدر از ((عقابی پرید))

فقط رونویسی کنیم

چقدر آسمان, خط خطی

بال کاهی

چرا پر کشیدن فقط روی کاغذ

چرا نقطه هر روز باز از سر خط

چرا....؟

برای پریدن از این صفحه ها

نیست راهی؟

و گنجشک کوچک پرید

به آن دورها

به آن جا که انگشت هر شاخه ای رو به اوست

به آن نورها

و هی دور و هی دور و هی دورتر

واز هر عقابی مغرور تر

و گنجشک شد نقطه ای

نه در آخر جمله در دفتر این و آن

که بر صورت آسمان

میان دو ابروی رنگین کمان

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهرسیما  | 

 

سال نو بر آسمانیها

 مبارک

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهرسیما  | 





Powered by WebGozar

 

فالنامه


براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد

 












 

 

 

 

 

 

 

 

فالنامه حافظ

 

 
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد