قلعه پنج برار مور موری(قلعه تاج میر)
موقعیت جغرافیایی
پنج برار محدوده ای تاریخی می باشد که در کوهپایه های جنوبی کوه کاسه ماس، مشرف بر دشت مور موری واقع شده و قلعه پنج برار یکی از این آثار محسوب می گردد. ویرانه های این قلعه بر بلندی های شرقی مشرف بر رودخانه پنج برار همچنان باقی است. پستی و بلندی های متعدد، دره رودخانه پنج برار و تپه ماهورهای جبه جنوبی،توپو گرافی این منطقه باستانی را شکل می دهد(حبیب الله محمودیان 1383).
شرح اثر
قلعه پنج برار که به قلعه تاج میر معروف است بر روی بلندی مشرف بر شهر باستانی پنج برار بر جای مانده است. از آنجا که زمینهای کشاورزی منطقه متعلق به آقای تاجمیر از افراد سرشناس و مسن مور موری است در نتیجه به این نام معروف شده است. این قلعه شامل دژ پیرامونی و بناهای داخل محوطه دژ می باشد. از بناهای داخلی قلعه به جز پی یک اتاق به ابعاد 5/4*5/7 متر، هیچ بنای دیگری باقی نمانده است. حصار پیرامونی دژ قلعه مانند سایر آثار نواحی کوهستانی زاگرس با مصالح سنگ و گچ بنا شده است. ابعاد دژ 60*80متر است. تراکم آوار موجود در کنار پی بنا نشان دهنده ارتفاع دیوار و دژ قلعه بوده است. سنگهای نسبتا بزرگ که از سنگهای رودخانه ای و بومی منطقه است، در این بنا به کار رفته و در مواردی سنگهای جور شده مورد استفاده قرار گرفته است. منطقه پنج برابر تقریبا در فاصله 7 کیلومتری از مرکز بخش کلات مور موری قرار دارد که به نظر می رسد اهالی مور موری در قرون گذشته در این محل سکونت داشته اند. اهالی محل نیز با این نظر موافق هستند. عرض دیوار دژ در پی به 5/1 متر می رسد. بقایای پی بنا نشان دهنده این است که قبل از ساخت قلعه در این محل، بنای دیگری با استحکام بیشتر وجود داشته است . حصار این قلعه تقریبا مربع شکل بوده و نظم هندسی بر معماری حاکم است. در چهار گوشه بنا که دایره ای شکل بنا شده محل و جایگاه نگهبانی از قلعه می باشد که با همان مصالح و اندود گچ اندود کاری شده است. در این بخش از بنا سوراخ هایی تعبیه گردیده که برای دید نگهبان و پاسداری از ساکنان قلعه مورد استفاده قرار می گرفته است. آثار ویرانه بناهای دیگری در شمال و شرق قلعه دیده می شود که به نظر می رسد محل سکونت ساکنان شهر پنج برار باشد. در حاشیه غربی اثر، رودخانه پنج برار قرار دارد که آثار آسیاب های فراوانی از دوره های گذشته تا عصر حاضر در کناره های آن به جای مانده است، قسمتی از بنای پنج عدد از این آسیاب ها همچنان باقی است. قلعه فعلی اسلامی است اما پی بنا و شواهد موجود بر سطح زمین های پیرامونی خصوصا سفال های خشن با شاموت سنگریزه نشان می دهد که در دوره های مختلف تاریخی از جمله سکونتگاههای منطقه بوده است. آثار آوار بناهای متعددی در محدوده شهر باستانی پنج برار دیده می شود که بررسی کاربرد آنها نیازمند تحقیقات علمی گسترده می باشد. ادامه این پژوهشها می تواند اطلاعات بیشتری را در مورد موقعیت باستانی این اثر در اختیار قرار دهد (محمودیان 1383).
بنای داخلی دژ
در ضلع جنوب غربی دژ پنج برار، آثاری از یک اتاق به ابعاد 5/4*5/7 متر دیده می شود که حدود 50 سانتی متر از پی دیوار این اتاق باقی مانده است. مصالح این بنا از سنگ و گچ و عرض دیوار است و سه پنجره در ضلع غربی آن به چشم می خورد. در ورودی این اتاق در ضلع جنوبی واقع شده است. در بخش شمالی این اثر پی بناهای دیگری دیده می شود که به نظر می رسد محل بنای اصلی قلعه بوده است. متاسفانه این بنا کاملا تخریب شده است. به نظر می رسد از سنگ این بنا برای حصارکشی زمین های کشاورزی منطقه استفاده شده باشد
قلعه توت ایلام
قلعه یا دژ توت در ناحیه جنوب روستای بانقلان قرار دارد که از توابع شهر ایلام است . این قلعه در میان کشتزارهاو باغهای کشاورزی و بر فراز یک تپه باستانی از گذشته بر جای مانده است و به نام قلعه توت معروف است. آثار تخریب شده قلعه توت بر فراز تپه باستانی قلعه توت ملاحظه می شود. ارتفاع تپه از سطح زمینهای اطراف حدود 15 متر اندازه گیری شده است. امروز در بنای این قلعه پلان مشخصی دیده نمی شود. بخش عمده بنا بر اثر فرسایش و تخریب تدریجی از بین رفته است. سنگ بکار رفته در معماری قلعه، به تدریج برای حصارکشی باغ ها و مزارع کشاورزی پیرامون انتقال داده شده که همین مساله موجب شده تا از معماری قلعه اثری باقی نماند اما این اثر به عنوان یک تپه باستانی قابل مطالعه است.
شواهد فرهنگی
بر اساس اثر محمودیان (1383)، در تپه تکه های متراکم سفال و ابزارهای سنگی دیده می شود. سفال های بدست آمده همگی بدون لعاب بوده و اکثرا دارای پوشش گلی نخودی و آجری است. پخت سفال ها ناقص بوده و از مواد گیاهی، شن و ماسه برای شاموت آنها استفاده شده است. اکثر سفال ها از نوع سفال های خشن خمره ای، چرخ ساز و دارای تزیینات افزوده دور کمر یا روی شانه ظروف هستند.
بقایای معماری
به گفته محمودیان (1383)، در سطح تپه و در گوشه جنوب شرقی آن، تودهای از قلوه سنگ به ارتفاع حدودا یک متر دیده میشود، همچنین در حاشیه غربی سطح تپه چند ردیف توده سنگی به صورت خشکه چین دیده میشود. به احتمال زیاد این سنگ ها بقایای معماری قلعه سطح تپه هستند که در گذشته در ساخت دیوارها بکار رفته است. به دلیل فعالیتهای نامتعارف کشاورزی در سطح تپه و دامنههای آن بافت سطحی تپه و بنای قلعه به هم خورده است. در سطح و سمت جنوب تپه آثار و گچ ( و احتمالا کوره گچ) دیده میشود.
قلعه هزار در
قلعه هزار در دره شهر در شرق این شهرستان واقع در استان ایلام قرار دارد که قدمتش به دوره ساسانی میرسد. نمای اصلی این اثر دارای طاق های هلالی شکل است. با توجه به ساختار معماری قلعه هزار در، این اثر به احتمال قلعه یا پادگان نظامی بوده است. پلان اصلی بنا مستطیل شکل است. راهروهای طولانی در چهار جهت آن قرار گرفته و بوسیله درگاههایی به اتاق های داخل مرتبط می شوند. این بنا دارای چند طبقه است که زیرزمین طبقه همکف و طبقه بالایی ( باتوجه به پی) را شامل می شود. به دلیل پوشش قطور و محکم دیوار و نبود پنجره های باز در راهروها اتاق ها و دالان ها انتظار می رود که فضا تاریک باشد اما تامین نور از طریق دریچه هایی به قطر تقریبی یک متر در سقف، دالان، راهرو و اتاق صورت می گیرد که کار تهویه را نیز انجام می داده است. مصالح بنا نیز شامل سنگهای تراشیده و قلوه سنگهایی است که در ملات آنها گچ پخته به کار می رفته است. از آنجا که معماری این بنا همانند شهر تاریخی دره شهر است اینگونه تخمین زده می شود که قدمت این بنا به دوره ساسانی برگردد(حبیب الله محمودیان1383).
حصار اصلی قلعه
آثار پی بنا درچهار طرف بنای قلعه قرار دارد که حصار قلعه را تشکیل می دهد. قطر دیوارها حدود 5/1متر است و در بنای آن از مصالحی همچون قلوه سنگ و گچ استفاده شده است. دیوار جبهه شمالی که مشرف به پرتگاه ایجاد شده، حدود چهار متر پایینتر از دیوار قلعه بنا شده است. آثاری از یک بنا با مصالح یاد شده در دامنه تند جبهه شمالی به سمت زیر قلعه ایجاد شده که کاربرد آن مشخص نیست. سفاله های محوطه قلعه غالبا به رنگ نخودی است. پخت سفالها کافی و تزئینات نقش برجسته، طنابی و نقش کنده دارد. سفال شاخص این منطقه، سفال نیش گونی است که به دوره ساسانی متعلق دارد. سبک معماری و مصالح به کار رفته نشان دهنده این است که احتمالا بنا متعلق به دوره تاریخی است(محمودیان 1383).
منابع:
حبیبالله محمودیان، 1383، معرفی اجمالی قلعههای باستانی استان ایلام، بخش دوم، انتشارات گویش
قلعه الموت
قلعهی اَلَموت از دژهای تاریخی ایران است.
قلعهی الموت در شمال شرقی روستای گازرخان و بر فراز كوهی از سنگ به ارتفاع ۲۱۰۰ متر از سطح دريا قرار دارد.. اين كوه از نرمه گردن (ميان نرمهلات و گرمارود) شروع شده و به طرف مغرب ادامه پيدا كرده است. صخرههاي پيرامون قلعه كه رنگ سرخ و خاكستري دارند، در جهت شمال شرقي به جنوب غربي كشيده شدهاند. پيرامون دژ از هر چهار سو پرتگاه است و تنها راه ورود به قلعه در انتهای ضلع شمال شرقی است كه كوه هودكان با فاصلهای نسبتا زياد بر آن مشرف است. . اين قلعه يكی از جاذبههای گردشگری استان قزوين محسوب میشود.
حمدالله مستوفی دربارهی اين قلعه گفته است كه اين بنا به دست «داعی الحق حسن بن زيد الباقر» بنا شده است.
حسن صباح در سال ۴۸۶ هجری قمری اين قلعه را تصرف كرد كه اكنون به نام قلعهی حسن صباح نيز ناميده میشود.
قلعه الموت را مردم محل «قلعه حسن» مينامند. اين قلعه از دو بخش غربي و شرقي تشكيل شده است. هر بخش، به دو بخش: قلعه پايين و قلعه بالا تقسيم شده است كه در اصطلاح محلي، آنها را «جورقلا» و «پيازقلا» مينامند. طول قلعه حدود يک صد و بيست متر و عرض آن در نقاط مختلف بين ده تا سی و پنج متر متغير است. ديوار شرقي قلعه بالا يا قلعه بزرگ كه از سنگ و ملاط گچ ساخته شده است، كمتر از ساير قسمتها آسيب ديده است. طول آن حدود ده متر و ارتفاع آن بين چهار تا پنج متر است. در طرف جنوب، در داخل صخره اتاقي كنده شده كه محل نگهباني بوده است. در جانب شرقي اين اتاق، ديواري به ارتفاع دو متر وجود دارد كه پي آن در سنگ كنده شده و پشت كار آن نيز از سنگ گچ بنا شده است و نماي آن از آخر ميباشد. در جانب شمال غربي قلعه بالا نيز دو اتاق در داخل سنگ كوه كندهاند. در اتاق اول، چاله آب كوچكي قرار دارد كه اگر آب آن را كاملاً تخليله بكنند، دوباره آبدار ميشود. احتمال ميدهند كه اين چاله با حوض جنوبي ارتباط داشته باشد. در پاي اين اتاق، ديوار شمالي قلعه به طول دوازده متر و پهناي يک متر قرار دارد كه از سطح قلعه پايينتر واقع شده است و پرتگاه مخوفي دارد. در جانب جنوب غربي اين قسمت قلعه، حوضي به طول هشت متر و عرض پنج متر در سنگ كندهاند كه هنوز هم بر اثر بارندگيهاي زمستان و بهار پر از آب ميشود. در كنج جنوب غربي اين حوض، درخت تاك كهنسالي كه همچنان سبز و شاداب است، جلب توجه ميكند. اهالي محل معتقدند كه آن را «حسن صباح» كاشته است.
اين قسمت از قلعه ، به احتمال زياد، همان محلي است كه حسن صباح مدت سی و پنج سال در آن اقامت داشته و پيروان خود را رهبري مينموده است. در جانب شرقي قلعه، پاسداران قلعه و افراد خانوادههاي آنها ساكن بودهاند در حال حاضر، آثار كمي از ديوار جنوبي اين قسمت باقي مانده است. در جانب شمال اين ديواره، ده آخور براي چارپايان، در داخل سنگ كوهكنده شده است. گذشته از آثار ديوار جنوبي، ديوار غربي اين قسمت به ارتفاع دو متر هم چنان پابرجاست؛ ولي از ديوار شرقي اثري ديده نميشود. در اين سمت، سه آب انبار كوچك در دل سنگ كندهاند و چند اتاق نيز در سنگ ساخته شده كه در حال حاضر ويران شدهاند. بين دو قسمت قلعه؛ يعني قلعه بالا و پايين، ميدانگاهي قرار دارد كه بر گرداگرد آن، ديواري محوطه قلعه را به دو قسمت تقسيم كرده است. در حال حاضر، در ميان ميدان آثار فراواني به صورت تودههاي سنگ وخاك مشاهده ميشود كه بيشك باقي مانده بناها و ساختمانهاي فراواني است كه در اين محل وجود داشته و ويران گشتهاند. بهطور كلي بايد گفت، قلعهالموت كه دو قلعه بالا و پايين را در بر ميگيرد، به صورت بناي سترگي بر فراز صخرهاي سنگي بنا شده و ديوارهاي چهارگانه آن به تبعيت از شكل و وضع صخرهها ساخته شدهاند؛ از اين رو عرض آن بهخصوص در قسمتهاي مختلف فرق ميكند. از برج هاي قلعه، سه برج گوشههاي شمالي و جنوبي و شرقي همچنان برپاياند و برج گوشه شرقي آن سالمتر است. دروازه و تنها راه ورود به قلعه در انتهاي ضلع شمال شرقي قرار دارد. مدخل راه منتهي به دروازه، از پاي برج شرقي است و چند متر پايينتر از آن واقع شده است. در اين محل، تونلي به موازات ضلع جنوب شرقي قلعه به طول شش متر و عرض دو متر و ارتفاع دو متر در دلسنگهاي كوه كنده شده است. با گذشتن از اين تونل ، برج جنوبي قلعه و ديوار جنوب غربي آن، كه روي شيب تخته سنگ ساخته شده است، نمايان ميگردد. اين ديوار بر دشت وسيع گازرخان كه در جنوب قلعه قرار دارد، مشرف است؛ به نحوي كه دره الموت رود از آن ديده ميشود. راه ورود به قلعه با گذشتن از كنار برج شرقي و پاي ضلع جنوب شرقي، به طرف برج شمالي ميرود. از آنجا كه راه ورود آن در امتداد ديوار، ميان دو برج شمالي و شرقي، واقع شده است استحكامات اين قسمت، از ساير قسمتها مفصلتر است و آثار برجهاي كوچكتري در فاصله دو برج مزبور ديده ميشود. ديوارهاي اطراف قلعه و برجها، در همه جا، داراي يك ديوار پشتبندي است كه هشت متر ارتفاع دارد و به موازات ديوار اصلي بنا شده است و ضخامت آن به دو متر ميرسد. از آنجا كه در تمام طول سال، گروه زيادي در قلعه سكونت داشته و به آب بسيار نياز داشتهاند؛ سازندگان قلعه با هنرمندي خاصي اقدام به ساخت آب انبارهايي كردهاند و به كمك آبروهايي كه در دل سنگ كندهاند، از فاصله دور، آب را بر اين آب انبارها سوار مينمودهاند.در پاي كوهالموت، در گوشه شمال شرقي، غار كوچكي كه از آب رو مجرا هاي قلعه بوده، ديده ميشود. آب قلعه از چشمه «کلدر» كه در دامنه كوه شمال قلعه قرار دارد، تأمين ميشده است. مصالح قسمتهاي مختلف قلعه، سنگ (از سنگ كوههاي اطراف)، ملاتگچ، آجر، كاشي و تنپوشه هايی سفالی به قطر ۱۰ سانتیمتر است.
آجرهاي بنا كه مربع شكل و به ضلع بيست و يک سانتيمتر و ضخامت پنج سانتيمترند، در روكار بنا به كار برده شدهاند. در ساختمان ديوارها، براي نگهداري ديوارها و متصل كردن قسمتهاي جلو برجها به قسمتهاي عقب، در داخل كار، كلافهاي چوبي بهطور افقي به كار بردهاند. از جمله قطعات كوچك كاشي كه در ويرانههاي قلعه به دست آمده، قطعهاي است به رنگ آبي آسماني با نقش صورت آدمي كه قسمتي از چشم و ابرو و بيني آن كاملاً واضح است. امروزه در دامنه جنوبي كوه هودكان كه در شمال كوه قلعهالموت واقع شده است، خرابههاي بسياري ديده ميشود كه نشان ميدهد روزگاري بر جاي اين خرابهها، ساختمانهاي بسياري وجود داشته است.
در حال حاضر، اهالي محل خرابههاي اين محوطه را ديلمانده ، اغوزبن ، خرازرو و زهيركلفي مينامند. همچنين در سمت غرب قلعه، قبرستاني قديمي معروف به «اسبه كله چال» وجود دارد كه در بالاي تپه مجاور آن، بقاياي چند كوره آجرپزي نمايان است. در قله كوه هودكان نيز پيهسوزهاي سفالين كهن به دست آمده است. سال بناي قلعهالموت در كتاب نزههالقلوب حمدالله مستوفي، دويست و چهل و شش ه ـ .ق ذكر شده كه همزمان با خلافت المتوكل خليفه عباسي ميباشد.
اين قلعه در شوال ۶۵۴ هجری قمری بهدستور هلاكو به آتش كشيده و ويران شد و از آن پس بهعنوان تبعيدگاه و زندان مورد استفاده قرار گرفت. همچنين از سال ۹۳۰ هجری قمری و ابتدای حكومت شاه طهماسب صفوی تا سال ۱۰۰۶ هجری قمری قلعه كالبدی سالم داشته است.
متاسفانه حفاریهايی كه در دورهی قاجار برای يافتن گنج در قلعهی الموت انجام شده، سبب ويرانی آن شدهاست.
حسن صباح از این قلعه دارو نیز به تمامی شهرهای ایران ارسال می کرده است.
