رهائی.......
سرسپرده ام پیشاپیش
به نیروی حاکم بر سرنوشتم
ودرپرکاهی نمی آویزم
پس مرا چیزی نیست که به حفظ آن بکوشم
مرااندیشه ای نیست
پس می توانم ببینم
مرا هراس از چیزی نیست
پس می توانم خودرا بیاد آورم
جدا ودر سبکبالی پیشی می گیرم از عقاب
تا رسم به رهائی.......
+ نوشته شده در ساعت توسط مهرسیما
|